تویی
این اولین شبی است که مولای من تویی
خوش دین و مذهبی است که آقای من تویی

با یک نگاه و گوشه ی چشم سیاه خود
زنده نما مرا که مسیحای من تویی

زیباترین بهانه ی بودن برای من
خوش یار و دلبرِ دل شیدای من تویی

مرغ خیال اگر به هوای تو پر زند
در باغ آرزو همه رویای من تویی

بی بودنِ تو بودنِ من چه نبودن است
چون هستی و وجود و تمنای من تویی

در آرزوی دیدن روی تو جان دهم
چون بهترین نمای تماشای من تویی

گر چه چنین شبی تو امامم شدی ولی
تو از ازل ستاره و مولای من تویی

محمد مبشری

منبع اصلی مطلب : کانون انشا و نویسندگی فرهنگیان
برچسب ها : تویی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

درسایت : عیدمهدوی